رمز بقای شهید مطهری ها
میل به جاودانگی و نفرت از فنا و نابودی از خواسته های فطری انسانهاست؛ عده ای برای رسیدن به آن در پی ذکر و وِردند و عده ای هم به دنبال اکسیر و آب حیات می گردند تا از آن بنوشند و جاودانه شوند.

كُلُّ شَیْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه؛ غیر از او هر چه باشد، فى نفسه هالک و باطل است، مگر آن چیز كه وجه خدا و منسوب به اوست.(1)
آن کس که نشست و برخاست، گفت و شنود، فکر و عمل و تمام شئونش خدایی شد و رنگ خدا گرفت به آن حیات جاودان دست یافته است.
در این جنس از حیات، مرگ به معنای فنا و نابود شدن معنا ندارد و مرگی که هم که پزشک برایش گواهی صادر می کند تنها یک انتقال است از این سرا به سرایی دیگر؛ همان که امام حسین علیه السلام فرمود:
فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَة ...؛ مرگ چیزى نیست جز پلى كه شما را از سختى و آسیب مىگذراند و به بهشتی عظیم و نعمتهاى جاودان مىرساند.(2)
آنکه تمام شئونش خدایی شد باقی می ماند به بقای الهی و می شود «بقیة الله» از این روست که ما در زیارت آل یاسین، امام عصر(عج) را «بقیة الله» خطاب کرده و می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ» و آنگاه بر یکایک شئون و بر تمام حرکات و سکنات آن حضرت سلام عرض می کنیم:
السَّلَامُ عَلَیْكَ حِینَ تَقْعُدُ ... سلام بر تو هنگامی که می نشینی؛ هنگامی که می ایستی؛ هنگامی که قرائت می کنی؛ هنگامی که تبیین می کنی؛ هنگامی که نماز می خوانی و قنوت می گیری؛ هنگامی که به رکوع می روی و سجده می کنی؛ هنگامی که الله اکبر و لا اله الا الله می گویی؛ هنگامی که حمد گفته و استغفار می کنی؛ هنگامی که ...
و این منحصر در آخرین امام و حجت الهی نیست؛ بلکه هر کس که اینگونه شد بقیة الله است؛ سایر ائمه و حضرات معصومین علیهم السلام نیز همگی بقیة الله اند.
و با همین توضیحات معنای این روایت هم روشن می شود که امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْر؛ تا دنیا دنیاست عالمان نیز هستند؛ یعنی مرگ و نیستی و نبودی شامل حال آنان نمی شود. کسی که برای خدا درس خواند و برای خدا به دانسته هایش عمل کرد و برای خدا تلاش کرد تا آموخته ها و یافته های خود را به دیگران بیاموزد در آسمانها به بزرگی یاد می شود.
امام صادق علیه السلام فرمود:
مَنْ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِیَ فِی مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً(4)؛ بی شک کسی که در آسمانها از او به بزرگی یاد شود، نام و یاد و اندیشه او در دنیا گُم نشود و هرگز بر شخصیت او گَرد کهنگی، مرگ و نابودی ننشیند.با این مبنای قرآنی و روایی ما ادعا می کنیم و در واقعیت بیرونی هم می بینیم که افرادی همچون حضرت امام (ره)، علامه طباطبایی(ره) و علمایی از این دست لابه لای ورقهای تاریخ نماندند و شخصیت علمی و عملی آنها به گونه ای در بین مردم در جریان است که اگر کسی نداند گمان می کند ایشان اکنون زنده اند و جامعه را رهبری می کنند.
بی تردید یکی از این شخصیتهای باقی و به واقع ماندگار، آیت الله مرتضی مطهری است که چون برای خدا آموخت و برای خدا عمل کرد و برای خدا تلاش کرد تا علم خود را به جامعه منتقل کند مصداق بقیة الله و نمونه ای از عالمانی است که امیرالمومنین علیه السلام آنها را باقی می نامد.
زمانی که امواج مارکسیسم و کمونیسم و عقاید الحادی و التقاطی و اسلام زدایی به سوی افکار مسلمانان این جامعه روان شدند و با شبهه و حرفهای جدید و جذاب اندیشه مردم به خصوص جوانان این مرز و بوم را در معرض خطر قرار دادند این شهید مطهری ها بودند که با تمام توان و قوا به میدان آمدند و توانستند با مدد الهی راه را از بی راهه جدا کنند و با دلیلهای محکم و استوار در مقابل این موج و موج سواران بایستند و از مرزهای اندیشه ناب اسلامی محافظت کنند.
در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود:
إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النَّاسَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ وَ وُضِعَتِ الْمَوَازِینُ فَتُوزَنُ دِمَاءُ الشُّهَدَاءِ مَعَ مِدَادِ الْعُلَمَاءِ فَیَرْجَحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ عَلَى دِمَاءِ الشُّهَدَاء؛ روز قیامت، خداوند عزّ و جلّ مردم را در یك زمین مسطّح گرد هم مىآورد، و ابزارهای سنجش اعمال بر پا مىشود. وقتی خونهاى شهیدان با مركّب(جوهر قلم) دانشمندان سنجیده شود، وزن مركب دانشمندان بر خونهاى شهیدان راجح و سنگین تر است.(5)
چرا که در تبلیغ، گسترش و حمایت از دین، سعی عالمان دینی به مراتب بیش از مجاهدت ها و جانفشانی رزمندگان اسلام تاثیرگذار بوده و چه بسا آن جانفشانی ها مرهون تبلیغ و تعلیم آن عالمان دینی بوده است.
درود خدا بر مطهری ها و شهریاری ها که هم در عرصه علم درخشیدند و هم در عرصه شهادت برگی را به نام خود ورق زدند. این است رمز بقاء و جاوانگی که برای خدا زندگی کنی، برای خدا فرا بگیری و آموزش دهی و چه سعادتی که با شهادت از این سرا به سرای دیگر قدم نهی .
پی نوشت ها :
1. ترجمه المیزان، ج16، ص135
2. معانی الاخبار، ص289
3. آیه 116 / هود علیه السلام
4. امالی شیخ طوسی(ره)، ص167
5. امالی شیخ صدوق(ره)، ص168