شهید مطهری و بیداری اسلامی
« اسلام را نباید با
ادیانى که همه محتوایشان چهارتا کلمه اندرز است مقایسه کرد. اسلام خود را
در مقابل همه بدبختیهاى اجتماع مسئول مى داند ... اسلام آمده است تا جامعه
تشکیل بدهد، آمده دولت و حکومت تشکیل بدهد، رسالتش اصلاح جهان است؛ چنین
دینى نمى تواند بى تفاوت باشد ، »
محیط اجتماع بشری با مجموع حوادث بزرگ و کوچکی
که در آن رخ می دهد ، چون دریایی پر از موج و جنبش و طوفان است . امواج این
دریا به تدریج رو به وسعت می نهند و در برخورد با هم ، یکدیگر را مغلوب می
کنند. زنده ترین امواج اجتماعی ، جنبشهای دینی است که از جوهر حیات و فطرت
انسانها سرچشمه می گیرد و لذا ، از نیرویی عظیم و قدرت رشد و بالندگی
برخوردار است .
امواج بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه که با بانگ تکبیر همراه شده ، نمونه بارز این جنبشها در برهه کنونی است . آنچه مسلم است ، این بیداری در میان ملتها و کشورهای اسلامی یک شبه رخ نداده ، بلکه بسترهای آن از قبل آماده شده است و عالمان و متفکران زیادی تمام هم و غم خود را در جهت استقلال ملتها و احیاء تفکر دینی به کار برده اند .
استاد شهید مرتضی مطهری از جمله متفکرانی است که جان خود را در مسیر احیای دین اهدا کرد. او تیزهوش ، مسئله یاب و اهل بحث و تدبیر بود ، و از همان ابتدا که به کار ارشاد و تبلیغ پرداخت ، دغدغه احیای دین و عزت انسانها را داشت .
" آرنولد توین بی " ( Arnold Toynbee ) مورخ انگلیسی می گوید : « ... آنچه یک تمدن را می میراند ، این است که حاکمان و رهبران در برابر سئوالات و مشکلات نوین ، همان پاسخهای کهن را تکرار کنند. »
مطهری همیشه به دنبال آن بود که نقبی جدید به روشنایی بزند . در فلسفه اسلامی می کوشید تا راههای تازه باز کند . در فقه ، اجتهاد و تدبر می کرد و در حقوق اسلامی به تطبیق و مقایسه می پرداخت . همواره خرافه زدایی می کرد و چهره دین را از زنگارها می پیراست . او معتقد بود که دین مانند آب حیات بخش انسانهاست ، آبی که هم ما آن را پاک و زلال نگه می داریم و هم او ما را پاک و زنده می دارد .
مطهری خوب دریافته بود که آرا ء و مکاتب نوین که مدعی معارضه با آئینهای دینی می باشند ، خود را چنان عرضه می کنند که گویی مذاهبی جدید هستند و می خواهند جایگزین مکاتب قدیم شوند . لذا در این مسیر ، او از دو چیز بسیار نگران بود و می رنجید و آن دو جمود و جهالت بود . می گفت : « دو بیماری خطرناک همواره آدمی را دراین زمینه تهدید می کند : بیماری جمود و بیماری جهالت . نتیجه بیماری اول توقف و سکون و بازماندن از پیشروی و توسعه است و نتیجه بیماری دوم ، سقوط و انحراف است . با فکر جامد ، جامعه از هر چه نو است ، متنفر است و جز با کهنه خو نمی گیرد ، (در مقابل) جاهل نیز هر پدیده نوظهوری را به نام مقتضای زمان و تجدد و ترقی موجه می شمارد .... جامد ، میان هسته و پوسته و وسیله و هدف فرقی نمی گذارد ، بر عکس ،جاهل چشم دوخته ببیند در دنیای غرب چه مد تازه و چه عادی نویی پیدا شده است که فوراً تقلید کند . » ( نظام حقوق زن در اسلام ، ص 16)
استاد مطهری در کتاب " مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی " ، جوانه های نظام نیرومند و ناب اسلام را شکوفا می سازد و آن را دینی زنده و مستقل معرفی می کند که حرکت جامعه ها و انسانها را به سوی استقلال و آزادی سرعت می بخشد . به گواهی تاریخ ، آئین پاک اسلام به دلیل همین ویژگی ، قرن به قرن پیش رفته و بر عدد پیروانش افزوده شده است . قرآن چگونگی رشد و تقویت ایمان آورندگان و جنبش اسلامی را در آیه 29 سوره فتح چنین توصیف می کند : « ... مثل آنها در انجیل همانند زراعتی است که جوانه های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته، تا محکم شده، و بر پای خود ایستاده است، و به قدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی دارد! این برای آن است که کافران را به خشم آورد، خداوند کسانی از آنها را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند ، وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.»
برای حرکت و پویایی و بیداری یک جامعه ، مهمترین نکته ای که شهید مطهری بر آن تاکید دارد ، مساله احساس شخصیّت است. اگر ملّتی احساس شخصیّت نکند ، هیچگاه دست به قیام و انقلاب نخواهد زد . ایشان می گوید: « از این سرمایه بالاتر براى اجتماع وجود ندارد که در خود احساس شخصیت و منش کند، براى خود ایده آل داشته باشد و نسبت به اجتماع هاى دیگر حس استغنا و بى نیازى کند . بالاترین سرمایه این است که یک اجتماع بداند براى خودش فلسفه مستقلى در زندگى دارد و به آن افتخار و مباهات کند . اساساً حفظ حماسه در اجتماع در این است . واى به حال آن اجتماعى که این حس را از دست بدهد . » (مجموعه آثاراستاد شهید مطهرى ، ج17 ، ص : 53)
وی در جایی دیگر می فرماید:
« اگر الجزایریها بعد از صد و پنجاه سال مبارزه توانستند استعمار فرانسه را به زانو درآورند و به استقلال برسند، براى این بود که در آنها یک حماسه و یک احساس منش وجود داشت. اگر در آن طرف مشرق زمین، ملت دیگرى با قویترین و ثروتمندترین ملتهاى جهان مبارزه مى کند، این احساس شخصیت و منش آن ملت است که مبارزه مى کند و مى گوید من یا باید زنده و روى پاى خود ایستاده باشم و کسى بر من حکومت نکند و یا باید نباشم.»
عامل دیگر بیداری از نگاه شهید مطهری اعتقاد و بینشی است که مردم را به حرکت و نشاط و مبارزه در برابر استعمار و استکبار فرامی خواند و مشوق آنها برای برقرای عدالت و امنیت در جامعه است . اعتقادی که دین و سیاست را به هم پیوسته و مرتبط بداند ، ذلت ، وابستگی و زورگویی را زیبنده پیروان خود نمی داند. او می گوید: « کار اساسى این است که مردم ایمان پیدا کنند که مبارزه سیاسى یک وظیفه شرعى و مذهبى است. تنها در این صورت است که تا رسیدن به هدف از پاى نخواهند نشست .» ( مجموعه آثار ، ج24 ، ص36 )
شهید مطهری که خود دغدغه اسلام ناب و اصیل را داشت ، اسلام را مهمترین عامل بیداری و جنبش علیه ستم می دانست و می گفت : « اسلام را نباید با ادیانى که همه محتوایشان چهارتا کلمه اندرز است مقایسه کرد. اسلام خود را در مقابل همه بدبختیهاى اجتماع مسئول مى داند ... اسلام آمده است تا جامعه تشکیل بدهد، آمده دولت و حکومت تشکیل بدهد، رسالتش اصلاح جهان است؛ چنین دینى نمى تواند بى تفاوت باشد ، » ( مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج20، ص: 223 )
الگوگیری ازسایر انقلابها ، نکته ای مهم برای جوامع بحران زده است. از نگاه شهید مطهری این بعد اهمیّتش از دو بعد دیگر کمتر نیست ؛ چرا که ممکن است جامعه ای احساس شخصیّت کند و سیاست را جزو دین خود بداند ، ولی به دلیل فضای ناسالم و یا ترسها و دلهره ها موفق به بیداری و انقلاب نشود . اینجاست که وجود یک الگوی موفق ، مردم را به قیام و مبارزه برمی انگیزد. وقتی ببینند ملّتی راهی را با همه دشواری ها ادامه داده و در مقابل سختی ها جهاد نموده و موفّق بیرون آمده است ، این حرکت را دلگرم کننده می دانند و قدم در راه آن ملّت الگو می گذارند . استاد مطهری با نگاه تیزبین خود که گویا تحولات امروز جهان را پیش بینی می نماید ،می گوید :
« من کم کم باورم آمده که این انقلاب اسلامی به ایران محدود نمى ماند ، میلیونها جمعیت مسلمان را در بر خواهد گرفت و چه افتخارى براى ایران خواهد بود که یک انقلابی اسلامى از ایران شروع شود و تمام کشورهاى اسلامى را زیر نفوذ خود بگیرد، که خواهد گرفت. » ( مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج24، ص: 132 )
امواج بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه که با بانگ تکبیر همراه شده ، نمونه بارز این جنبشها در برهه کنونی است . آنچه مسلم است ، این بیداری در میان ملتها و کشورهای اسلامی یک شبه رخ نداده ، بلکه بسترهای آن از قبل آماده شده است و عالمان و متفکران زیادی تمام هم و غم خود را در جهت استقلال ملتها و احیاء تفکر دینی به کار برده اند .
استاد شهید مرتضی مطهری از جمله متفکرانی است که جان خود را در مسیر احیای دین اهدا کرد. او تیزهوش ، مسئله یاب و اهل بحث و تدبیر بود ، و از همان ابتدا که به کار ارشاد و تبلیغ پرداخت ، دغدغه احیای دین و عزت انسانها را داشت .
" آرنولد توین بی " ( Arnold Toynbee ) مورخ انگلیسی می گوید : « ... آنچه یک تمدن را می میراند ، این است که حاکمان و رهبران در برابر سئوالات و مشکلات نوین ، همان پاسخهای کهن را تکرار کنند. »
مطهری همیشه به دنبال آن بود که نقبی جدید به روشنایی بزند . در فلسفه اسلامی می کوشید تا راههای تازه باز کند . در فقه ، اجتهاد و تدبر می کرد و در حقوق اسلامی به تطبیق و مقایسه می پرداخت . همواره خرافه زدایی می کرد و چهره دین را از زنگارها می پیراست . او معتقد بود که دین مانند آب حیات بخش انسانهاست ، آبی که هم ما آن را پاک و زلال نگه می داریم و هم او ما را پاک و زنده می دارد .
مطهری خوب دریافته بود که آرا ء و مکاتب نوین که مدعی معارضه با آئینهای دینی می باشند ، خود را چنان عرضه می کنند که گویی مذاهبی جدید هستند و می خواهند جایگزین مکاتب قدیم شوند . لذا در این مسیر ، او از دو چیز بسیار نگران بود و می رنجید و آن دو جمود و جهالت بود . می گفت : « دو بیماری خطرناک همواره آدمی را دراین زمینه تهدید می کند : بیماری جمود و بیماری جهالت . نتیجه بیماری اول توقف و سکون و بازماندن از پیشروی و توسعه است و نتیجه بیماری دوم ، سقوط و انحراف است . با فکر جامد ، جامعه از هر چه نو است ، متنفر است و جز با کهنه خو نمی گیرد ، (در مقابل) جاهل نیز هر پدیده نوظهوری را به نام مقتضای زمان و تجدد و ترقی موجه می شمارد .... جامد ، میان هسته و پوسته و وسیله و هدف فرقی نمی گذارد ، بر عکس ،جاهل چشم دوخته ببیند در دنیای غرب چه مد تازه و چه عادی نویی پیدا شده است که فوراً تقلید کند . » ( نظام حقوق زن در اسلام ، ص 16)
استاد مطهری در کتاب " مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی " ، جوانه های نظام نیرومند و ناب اسلام را شکوفا می سازد و آن را دینی زنده و مستقل معرفی می کند که حرکت جامعه ها و انسانها را به سوی استقلال و آزادی سرعت می بخشد . به گواهی تاریخ ، آئین پاک اسلام به دلیل همین ویژگی ، قرن به قرن پیش رفته و بر عدد پیروانش افزوده شده است . قرآن چگونگی رشد و تقویت ایمان آورندگان و جنبش اسلامی را در آیه 29 سوره فتح چنین توصیف می کند : « ... مثل آنها در انجیل همانند زراعتی است که جوانه های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته، تا محکم شده، و بر پای خود ایستاده است، و به قدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی دارد! این برای آن است که کافران را به خشم آورد، خداوند کسانی از آنها را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند ، وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.»
برای حرکت و پویایی و بیداری یک جامعه ، مهمترین نکته ای که شهید مطهری بر آن تاکید دارد ، مساله احساس شخصیّت است. اگر ملّتی احساس شخصیّت نکند ، هیچگاه دست به قیام و انقلاب نخواهد زد . ایشان می گوید: « از این سرمایه بالاتر براى اجتماع وجود ندارد که در خود احساس شخصیت و منش کند، براى خود ایده آل داشته باشد و نسبت به اجتماع هاى دیگر حس استغنا و بى نیازى کند . بالاترین سرمایه این است که یک اجتماع بداند براى خودش فلسفه مستقلى در زندگى دارد و به آن افتخار و مباهات کند . اساساً حفظ حماسه در اجتماع در این است . واى به حال آن اجتماعى که این حس را از دست بدهد . » (مجموعه آثاراستاد شهید مطهرى ، ج17 ، ص : 53)
وی در جایی دیگر می فرماید:
« اگر الجزایریها بعد از صد و پنجاه سال مبارزه توانستند استعمار فرانسه را به زانو درآورند و به استقلال برسند، براى این بود که در آنها یک حماسه و یک احساس منش وجود داشت. اگر در آن طرف مشرق زمین، ملت دیگرى با قویترین و ثروتمندترین ملتهاى جهان مبارزه مى کند، این احساس شخصیت و منش آن ملت است که مبارزه مى کند و مى گوید من یا باید زنده و روى پاى خود ایستاده باشم و کسى بر من حکومت نکند و یا باید نباشم.»
عامل دیگر بیداری از نگاه شهید مطهری اعتقاد و بینشی است که مردم را به حرکت و نشاط و مبارزه در برابر استعمار و استکبار فرامی خواند و مشوق آنها برای برقرای عدالت و امنیت در جامعه است . اعتقادی که دین و سیاست را به هم پیوسته و مرتبط بداند ، ذلت ، وابستگی و زورگویی را زیبنده پیروان خود نمی داند. او می گوید: « کار اساسى این است که مردم ایمان پیدا کنند که مبارزه سیاسى یک وظیفه شرعى و مذهبى است. تنها در این صورت است که تا رسیدن به هدف از پاى نخواهند نشست .» ( مجموعه آثار ، ج24 ، ص36 )
شهید مطهری که خود دغدغه اسلام ناب و اصیل را داشت ، اسلام را مهمترین عامل بیداری و جنبش علیه ستم می دانست و می گفت : « اسلام را نباید با ادیانى که همه محتوایشان چهارتا کلمه اندرز است مقایسه کرد. اسلام خود را در مقابل همه بدبختیهاى اجتماع مسئول مى داند ... اسلام آمده است تا جامعه تشکیل بدهد، آمده دولت و حکومت تشکیل بدهد، رسالتش اصلاح جهان است؛ چنین دینى نمى تواند بى تفاوت باشد ، » ( مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج20، ص: 223 )
الگوگیری ازسایر انقلابها ، نکته ای مهم برای جوامع بحران زده است. از نگاه شهید مطهری این بعد اهمیّتش از دو بعد دیگر کمتر نیست ؛ چرا که ممکن است جامعه ای احساس شخصیّت کند و سیاست را جزو دین خود بداند ، ولی به دلیل فضای ناسالم و یا ترسها و دلهره ها موفق به بیداری و انقلاب نشود . اینجاست که وجود یک الگوی موفق ، مردم را به قیام و مبارزه برمی انگیزد. وقتی ببینند ملّتی راهی را با همه دشواری ها ادامه داده و در مقابل سختی ها جهاد نموده و موفّق بیرون آمده است ، این حرکت را دلگرم کننده می دانند و قدم در راه آن ملّت الگو می گذارند . استاد مطهری با نگاه تیزبین خود که گویا تحولات امروز جهان را پیش بینی می نماید ،می گوید :
« من کم کم باورم آمده که این انقلاب اسلامی به ایران محدود نمى ماند ، میلیونها جمعیت مسلمان را در بر خواهد گرفت و چه افتخارى براى ایران خواهد بود که یک انقلابی اسلامى از ایران شروع شود و تمام کشورهاى اسلامى را زیر نفوذ خود بگیرد، که خواهد گرفت. » ( مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج24، ص: 132 )
+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12:23 توسط
|