آيا بين اسلام و اقتصاد ، رابطه اي وجود دارد؟ اگر وجود دارد ، چه رابطه اي است؟

اسلام دو پيوند با اقتصاد دارد: مستقيم و غير مستقيم. پيوند مستقيم اسلام با اقتصاد از آن جهت است كه مستقيماً يك سلسله مقررات اقتصادي درباره مالكيت ، مبادلات ، مالياتها، حجرها، ارث، صدقات، وقف، مجازات هاي مالي يا مجازاتهايي در زمينه ثروت و ... دارد. اسلام كتاب "البيع، الاجاره ، كتاب الوكاله، كتاب الرهن، كتاب الارث ، كتاب الهبه، كتاب الوقف" دارد و از طرف ديگر مي دانيم اصل "نؤمن ببعض ونكفر ببعض" همانطور كه قرآن كريم مي فرمايد، مطرود است، عليهذا يا بايد اسلام را در بست بپذيريم و يا بايد در بست رد كنيم. پيوند غير مستقيم اسلام با اقتصاد از طريق اخلاق است. در اين جهت برخي مذاهب ديگر نيز كم و بيش چنين مي باشند. اسلام مردم را توصيه مي كند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ايثار، منع دزدي ، خيانت و رشوه همه اينها در زمينه ثروت است و يا قسمتي از قلمروي اين مفاهيم ثروت است. تا حدود مسائل اقتصادي روشن نشود، حدود عدالت، امانت، عفت، احسان و همچنين حدود دزدي، خيانت و رشوه روشن نمي شود.
"پيوند اسلام و اقتصاد"
منبع:نظري به نظام اقتصاد اسلامي اثر استاد مطهري صفحه 17-16

زهد و اقتصاد اسلامي چگونه در كنار هم قرار مي گيرد؟

اسلام طرفدار دو قدرت است: يكي قدرت روحي و ديگر قدرت اقتصادي. طرفدار قدرت روحي است به اين معني كه مي گويد از ناحيه اخلاقي شما بايد اين قدر قوي و نيرومند باشيد كه به دنيا و مافيهايش، اعتنا نداشته باشيد، بنده و اسير دنيا نباشيد. چه عالي مي فرمايد اميرالمؤمنين(ع): "الزهد كله بين كلمتين من القرآن" (1) علي (ع) كه زهد را از جنبه قوت روحي تفسير مي كند مي فرمايد: خدا در قرآن بيان كرده "لكيلا تأسوا علي مافاتكم و لا تفرحوا بما آتكم" (2) وقتي از ناحيه روحي به اين مقام رسيديد كه اگر تمام دنيا به شما رو بياورد، شادي زده و اسير نمي شويد و اگر تمام دنيا را از شما بگيرند، روحتان شكست نمي خورد، در اين صورت شما زاهد هستيد. اسلام طرفدار دو قوت است. اين دو قوت مربوط به مسئله زهد و دنياست. از ناحيه روحي اينقدر ما بايد قوي و نيرومند باشيم كه مال و ثروت دنيا نتواند ما را بنده خودش قرار بدهد و از نظر اقتصادي بايد كوشش كنيم مال و ثروت را از طريق مشروع در اختيار خودمان بگيريم تا بتوانيم از اين قدرت مادي و اقتصادي استفاده كنيم.
وقتي كه دانستيد، اسلام طرفدار اين دو قدرت است (قدرت اخلاقي و قدرت اقتصادي) ، [در قياس خواسته اسلام با خودمان] مي بينيد ما زاهدهايي هستيم كه در هر دو ناحيه طرفدار ضعف هستيم و ضعف داريم. ما زاهدي هستيم كه هميشه از قدرت اقتصادي ، از ثروت دوري گزيده ايم، يعني ضعف را انتخاب كرده ايم ، مردمي كه پول و ثروت نداشته باشند، مسلم است كاري را كه از اقتصاد ساخته است، نمي توانند انجام بدهند.
از ناحيه روحي هم اتفاقاً ضعيف هستيم، چون وقتي ما خودمان را به اين ترتيب تربيت كرديم كه به وسيله دور نگهداشتن خود از مال دنيا به خيال خودمان زاهد شديم، يك روز كه دنيا به همان زاهد ها روي مي آورد، مي بينيم اختيار از كفش بيرون رفت. مي بينيم نه از ناحيه روحي قوي هستيم و نه از ناحيه اقتصادي . پس زهد در اسلام، قوت و قدرت روحي است . با اين قدرت و قوت روحي ، مال و ثروت دنيا كه قدرت ديگري است ، نه تنها به شما صدمه نمي زند بلكه در خدمت شما قرار مي گيرد.
1- نهج البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 431 صفحه 1291.
2- سوره حديد ، آيه 23.
منبع : نظري به نظام اقتصاد اسلامي اثر استاد مطهري صفحه 127-128